السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

30

تفسير الميزان ( فارسي )

و بحثى كه وى كرده دو جنبه دارد يكى كلامى كه مربوط به مساله فدك است ، كه از دهات خيبر بوده ، و در عهد رسول خدا ( ص ) در دست فاطمه دختر آن جناب بوده و خليفه اول آن را از دست وى بيرون كرد ، و در پاسخ اعتراض آن جناب به حديثى كه از پيغمبر اكرم روايتش كرد استناد جسته و آن حديث اين است كه آن جناب فرموده : انبياء مالى از خود نمىگذارند و هر چه بگذارند صدقه است ، و در پيرامون اين حديث بحثهايى طولانى و مشاجراتى ميان متكلمين شيعه و سنى در گرفته است ، و چون بحثى است غير تفسيرى و خارج از غرض اين كتاب لذا ما متعرض آن نمىشويم . و يك جنبه تفسيرى دارد كه تعرضش براى ما اهميت دارد چون مىخواهيم بفهميم معناى آيه : * ( « وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي وَكانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْه رَبِّ رَضِيًّا » ) * چيست ؟ و از آن چه استفاده مىشود ؟ بنا بر اين يك يك حرفهايى كه وى زده جواب مىدهيم . اما اينكه گفت : از طرق شيعه نيز همين معنا روايت شده ، مىگوئيم روايت در اين باب منحصر به آن يك روايت كه وى از امام صادق ( ع ) نقل كرده و به آن تمسك كرده نيست ، بلكه در اين مضمون به طريق خود ايشان از رسول خدا ( ص ) نيز نقل شده ، و معنايش ( البته آن معنايى كه هر شنونده آن را مىفهمد نه غير آن را ) اين است كه شان انبياء اين نيست كه به جمع اموال اهتمام بورزند ، و عمر خود را صرف آن نموده ، و سپس براى وارث بعد از خود باقى بگذارند ، وظيفه و شانى كه دارند اين است كه حكمت را براى جانشينان بعد از خود باقى گذارند ، و اين يك معناى رايج استعمالى و شايعى است كه ما هم قبولش داريم ، و جاى انكار نيست . و اما اينكه گفت قبول نداريم كه در لغت حقيقت در وراثت مال و مجاز در علم و امثال آن باشد ، در جواب مىگوئيم بحث در اين نيست كه آيا حقيقت لغوى در چيزى و با مجاز مشهور و يا غير مشهور در آن است ، و ما هم هيچ اصرارى بر يكى از اين سه احتمال نداريم ، اختلاف مورد بحث همه در اين است كه وراثت چه حقيقت در مال و مجاز در امثال علم و حكمت باشد ، و چه حقيقت مشترك ميان آن دو بوده باشد ، اگر بخواهيم از آن اراده كنيم خصوص علم و حكمت را آيا محتاج به قرينه اى كه در صورت اول لفظ را از معناى حقيقى به معناى مجازى برگرداند ، و در صورت دوم يكى از دو معناى حقيقى ( علم و حكمت ) را معين كند هستيم يا نه ، و سياق آيه مورد بحث و ساير آيات اين داستان كه در سوره آل عمران و انبياء آمده و قرائنى كه با آنها هست با وراثت علم و امثال آن نمىسازد ، تا چه رسد به اين كه لفظ را